مسیری که یک جوان لودابی طی کرد؛ از دغدغهی خرید یک عینک تا کارآفرینی در صنعت پزشکی/ استاندار و یک آزمون سخت؛ حمایت از سرمایهگذاری، واقعی یا شعاری؟
به گزارش سیسار به نقل از ریواس جنوب، ضرغام پزشکپور، نام سرمایهگذاری است که در استان کهگیلویه و بویراحمد، مردم او و کارهایش را میشناسند و هر جا نامی از عینک میآید، نام این جوان، هم بهدنبالش میآید؛ فردی که به همراه خانوادهاش برای خرید عینک به فروشگاههای یاسوج مراجعه میکند و نارضایتیاش از کیفیت عینکها و زمان چند روزهای که برای آماده شدن عدسی عینکش صرف کرد، پای او را به دنیای سرمایهگذاری باز کرد.
ابتدا دغدغهاش تامین عینکهای آفتابی بود اما هر چه جلوتر رفت، فکرهایش بزرگتر شد و تامین عینکهای باکیفیت و برند به اهداف او اضافه شد اما به این هم بسنده نکرد و تولید، تامین، آمادهسازی و برش عدسیها در همین شهر، دغدغهی دیگرش شد و در این هدف هم موفق شد تا جایی که زمان آماده شدن عدسیهای یک عینک، در شهر یاسوج گاهی کمتر از ۱۰ دقیقه بیشتر زمان نمیبرد.
قطعا همین خدمت، به تنهایی برای مردمی که زمانی تا چند هفته منتظر میشدند تا عدسی عینک آنها در شهرهای دیگر تولید و برش بخورد، خدمت ارزشمندی بود و زمان مردم را صرفهجویی میکرد.
او در کاری که شروع کرد تلاش کرد آن را به بهترین نحو انجام دهد؛ ظاهر کار مثل یک عینک فروشی بود اما او، کارش را آنقدر خوب انجام داد که از دل یک کار ساده یک مجموعهی کارآفرین ساخت؛ او حتی خدمات آنلاین، خدمات از راه دور، فروش اینترنتی، ایستگاه خدمات ون، آیتی، واحد اطلاعرسانی و فرهنگسازی، خدمات روانشناختی، حسابداری و همهی زیرساختهای بهروز یک مجموعهی اقتصادی را فراهم کرد.
پزشکپور برای زیرساختهای رفاهی و سلامت مردم دغدغه داشت و برای رفع این دغدغه آستینهایش را بالا زد و عملا وارد گود شد؛ به عبارتی دیگر این جوان خوشقلب، شبیه حرفهایش شد و با یک دید وسیع، اما با قدمهای کوچک یک راه طولانی را آغاز کرد؛ راهی که البته بخش زیادی از آن را طی کرد و همچنان ادامه دارد.
هر چه گذشت، فکرها و ایدههای این جوان لودابی، بزرگ و بزرگتر شد و با تأسیس شرکت قصر عینک پزشکپور، علاوه بر توسعهی این مجموعه و ایجاد اشتغال برای ۳۰ نفر، اکنون در سودای راهاندازی یکی از مجهزترین کلینیکهای چشمپزشکی کشور در شهر یاسوج است؛ او ایجاد شغل برای ۱۳۰۰ نفر را در برنامه دارد و به آن فکر میکند.
اما راهی که این جوان روستایی رفت، از نقطهی شروع تا مقصدی که اکنون از او به عنوان کارآفرین موفق یاد میشود به سادگی این نوشتن روی کاغذ نبود؛ مسیر سادهای که از مراجعه برای دریافت عینک آفتابی جرقه خورد و با پیچ و خمهای دشواری در ادامهی راه مواجه شد که در این گزارش به بخشهایی از آن اشاره کردیم.
دکتر ضرغام پزشکپور، امروز با ظاهری آراسته و رویی گشاده در بین خبرنگاران حاضر شد تا هم پاسخگوی سوالات آنها شود و هم از مسیری بگوید که طی کرده و هم از برنامههای امیدبخشش در دل ناامیدی و جنگ و تحریم و بحران بیکاری بگوید.
سرمایهگذاری که مثل آب خوردن میتوانست راهی را برود که خیلی از فرزندان پولدار این استان رفتند اما آنگونه که خودش میگوید، تصمیمش را از سالها قبل برای ماندن در زادگاهش گرفته و به جای سرمایهگذاری در دبی و تهران و این کشور و آن شهر، استان کهگیلویه و بویراحمد را انتخاب کرد.
پزشکپور نه تنها مکان سرمایهگذاریاش بلکه زمینه و موضوع سرمایهگذاریاش را خودش نه با منطق عقل بلکه با دستور قلبش انتخاب کرد تا هم در شهر خودش منشأ خیر شود و هم در حوزهای که مردم به شدت به آن نیاز دارند و برای دریافت این خدمت مجبورند به شیراز و اصفهان و تهران بروند و زمان و هزینه و انرژی زیادی را صرف کنند، سرمایهگذاری کند.
او معتقد است که سرمایهگذاری فقط پول روی پول گذاشتن و سود مادی کردن نیست، سرمایهگذاری، عشق میخواهد و انگیزه؛ هنر این است که در شهر و خاک خودت بمانی و زادگاهت را آباد کنی نه اینکه به هر قیمتی دنبال سرمایهگذاری در بهترین نقطه و بهترین شرایط بود؛ باید در هر تخصص و زمینهای که فعالیت میکنی، آن را به بهترین شکل انجام دهی، منشأ اثر و خیر و برکت باشی و در این راه اولویت با همشهریان و همایل و تبارها در آب و خاکِ پاکِ زادگاهمان است.
او میگوید که هر انسانی از یک اقدام از یک کار از یک اتفاقی حالش خوب میشود و کیف میکند و من هم وقتی میبینم مجموعهای ساختم که چند خانواده از آن ارتزاق میکنند، کیف میکنم و هر چه این عدد بزرگتر شود، حال من بهتر است.
پزشکپور که گویا دلش از برخی حمایتنکردنها، برخی کارشکنیها و برخی دلسوزی نکردنها خون است، میگوید شرایط به گونهای است که فقط ایجاد اشتغال و نان بردن روی سفرهی مردم مهم نیست بلکه حفظ این سفره و این اشتغال حتی از ایجاد اشتغال مهمتر و دشوارتر است.
او میگوید که این سالها جنگ اصلیاش، جنگ با ناامیدی بوده، هم با خودش هم با همکارانش و نیروهای کاریاش؛ شرایط اقتصادی دشواری وجود دارد؛ شرایطی که هم باید حواست به حقوق کارگرت باشد هم به جیب مشتری و هم سود و جیب خودت؛ تقابلی آشکار که مستقیما با منافع یک مجموعهی اقتصادی در تضاد است اما فقط عشق و علاقه به کار است که میتواند این معما و این تقابل را برایت حل کند و کارت را با وجود این همه موانع و محدودیت ادامه دهی و کم نیاوری!
این سرمایهگذار موفق بومی، در عمل نیز حرفهایش را ثابت کرد و برای اقشار کمدرآمد هم استانی شرایط ویژهای را فراهم کرد تا جایی که هیچ مشتری به دلیل نداشتن پول، ناامیدانه از قصر پزشکپور بیرون نزند؛ از اعطای رایگان عینک به کسانی که واقعا پول ندارند و این را اقرار میکنند تا تحویل اقساطی، اعتباری و طرح تعویض عینک کهنه با نو!
حالا میتوان با اطمینان گفت که آقای پزشکپور در گام اول اهدافش موفق بوده و قصد دارد این مجموعه را توسعه دهد.
پزشکپور گفت که خیلی شفاف میگویم اگر مدیران متولی، فقط کمی به مجموعهی ما میدان دهند و کمک کنند به راحتی و کمتر از چند ماه، بیش از هزار نفر را مشغول به کار میکنم.
او با تشریح برخی اقدامات در فعالیتهای فعلیاش در تولید و توزیع انواع عینک، از یک کار بزرگ دیگر هم حرف زد که قرار است استان کهگیلویه و بویراحمد را در زمینهی بیماریهای چشم، انواع جراحیها و خدمات مرتبط با چشمپزشکی بینیاز کند؛ مجموعهای در هفت طبقه و زیرمجموعهی شرکت قصر عینک و در ادامهی فعالیتهای این کارآفرین جوان که البته میگوید که کلینیک چشمپزشکیاش ۹۵ درصد پیشرفت فیزیکی دارد و اگرچه به تسهیلاتی با هر درصدی نیاز دارم اما تا ۴ ماه آینده به هر قیمتی این کلینیک مجهز و بزرگ چشمپزشکی را راهاندازی خواهم کرد.
عزمی راسخ و فولادی که از سد همهی موانع و ناامیدیها گذشت و این کارآفرین جوان وقتی ۹۵ درصد کارش را با پول خودش انجام داد قطعا بقیه راه را هم تا پایان میرود اما واقعا سوالی که وجود دارد این است که مسئولان ما، دیگر چه میخواهند که نباید دست چنین کارآفرین و سرمایهگذاری را ببوسند و با او همکاری کنند؟ مگر مجموعهی قصر عینک پزشکپور، آزمون خود را پس نداد؟ مگر نه این است که میگوییم در به در دنبال سرمایهگذار میگردیم؟ مگر نمیگویید سرمایهگذار بومی اهلیتدار نداریم یا کم داریم؟ مگر نمیگویید سرمایهگذاران بومی سرمایه خود را در سایر استانها هزینه میکنند؟ پس آقای پزشکپور کیست که در استان ماند، پول خرج کرد و در گام اول کارش هم موفق بوده و برای دهها و صدها نفر شغل ایجاد کرده و اکنون هم مجتمع چشمپزشکیاش ۹۵ درصد پیشرفت فیزیکی دارد، چرا تمامقد در کنار چنین کارآفرینانی قرار نمیگیرید؟
پزشکپور میتوانست پولش را به بخش مسکن ببرد، بساز و بفروش کند و از این کارهای آب و ناندار اما دست گذاشت روی یکی از نیازهای استان و میخواهد یکی از مجهزترین مراکز چشمپزشکی کشور را افتتاح کند، پس چرا کمک نمیکنید؟
مگر مهاجرت مردم به شیراز برای خدمات چشمپزشکی برایتان مهم نیست؟ این همه خطرات جادهای و تصلدقچفات مهم نیست. این همه وقتی که مردم صرف میکنند تا آوارهی این شهر و آن شهر شوند، مهم نیست؟
تجهیزات چشمپزشکی از گرانترین تجهیزات حوزهی پزشکی هستند و قطعا یک سرمایهگذاری که تا اینجا کار روی پای خودش بود، به سرمایه در گردش و تسهیلات نیاز دارد، این تسهیلات اگر به چنین فردی داده نشود، پس باید به چه کسی داده شود؟
آقای استاندار، شما که برای این مردم دلسوز هستید و حداقل مطمئنم که دوست دارید برای این مردم کاری و خدمتی انجام شود لذا اگر من جای شما بودم، حمایت و دستور همکاری و… که هیچ بلکه یک شعبه از دفتر تسهیل خدمات سرمایهگذاری را دقیقا در کنار دفتر کار چنین کارآفرینانی مستقر میکردم تا سرمایهگذار حتی برای گرفتن یکمجوز مجبور نباشد در راهروی این اداره و آن اداره، معطل شود.
آقای استاندار اگر من جای شما بودم، مدیر بانک را به دفتر آقای پزشکپور و کارآفرینان شبیه او میفرستادم نه اینکه او به بانک برود و اصرار و التماس کند و به او تسهیلات هم ندهند!
