28 مهر 1405 - 20 اکتبر 2026
اخبار فوری آکس‌پرس

روشنفکر، رسماً لیدر بهرامی شد/پاس گل بهرامی به زارعی/ ماجرای رتبه‌ی آخر آموزش و پرورش و نماینده‌ای که در ماجرای سدهای ماندگان، خراسان و تنگ‌سرخ، سمت مردم نبود/ بهرامی دقیقا اشتباهات روشنفکر را می‌کند و روشنفکر اشتباهات زارعی/ درسی که روشنفکر از موحد آموخت/ ماجرای نفاق میان ثلاث و بویراحمد از کجا آب می‌خورد؟/ چرا دهدشتی‌ها، دیگر به بهرامی رای نمی‌دهند؟/ رازهای تک‌دوره‌ای شدن روشنفکر/ عامل بدبختی بویراحمد، تفکر هدایت‌خواهیست یا با رفتن به خانه‌ی او حجت بر بویراحمد تمام شد؟/عبور از بهرامی و چرخش به سوی زارعی، درس جدید سیاست در بویراحمد

روشنفکر، رسماً لیدر بهرامی شد/پاس گل بهرامی به زارعی/ ماجرای رتبه‌ی آخر آموزش و پرورش و نماینده‌ای که در ماجرای سدهای ماندگان، خراسان و تنگ‌سرخ، سمت مردم نبود/ بهرامی دقیقا اشتباهات روشنفکر را می‌کند و روشنفکر اشتباهات زارعی/ درسی که روشنفکر از موحد آموخت/ ماجرای نفاق میان ثلاث و بویراحمد از کجا آب می‌خورد؟/ چرا دهدشتی‌ها، دیگر به بهرامی رای نمی‌دهند؟/ رازهای تک‌دوره‌ای شدن روشنفکر/ عامل بدبختی بویراحمد، تفکر هدایت‌خواهیست یا با رفتن به خانه‌ی او حجت بر بویراحمد تمام شد؟/عبور از بهرامی و چرخش به سوی زارعی، درس جدید سیاست در بویراحمد

 

یادداشت ارسالی/
مهدی روشنفکر، نخستین نماینده‌ی تک‌دوره‌ای حوزه‌ی بویراحمد و دنا شد و سنت حضور دو دوره‌ای نمایندگان این حوزه را شکست و در دور دوم حضورش در انتخابات با یک «نه» بزرگ از سوی مردم مواجه شد.

بدون تردید این شکست سنگین مهدی روشنفکر، دلایلی دارد که در این گزارش واکاوی می‌شوند اما آنچه نگران‌کننده است این است که گویا نه تنها مهدی روشنفکر بلکه حتی محمد بهرامی هم قرار نیست از این اشتباهات درس بگیرند و برای همین هم تحلیلگران مسایل سیاسی معتقدند که بهرامی هم دقیقا هم راه اشتباه روشنفکر را رفته و او هم در خطر تک‌دوره‌ای شدن است.

مهدی روشنفکر با شعار ندای وحدت آمد اما در بسیاری از مواقع ضد وحدت عمل کرد به طوری که حتی همان وحدت موجود در بویراحمد و دنا هم خرابتر از ماقبل سال ۹۰ شد؛ بسیاری از گسل‌ها و شکاف‌های قومی و حتی درون طایفه‌ای فعال‌تر شدند اما آنچه کار را برای روشنفکر سخت کرده نه عملکرد ضد وحدتش بود بلکه فهم و شعور بالای سیاسی هم طایفه‌ای‌ها و لیدرهای اصلی جریان ندای وحدت بود که هرگز با این رویکرد او همراه نشدند و هر جا لازم شد مخالفت هم کردند؛ روشنفکر اهل تعامل، مشورت و اصلاح ایراداتش نبود و اصرار بر این رفتارهای اشتباه موجب نارضایتی مردم به ویژه در زادگاهش شد تا جایی که همه‌ی ما نتیجه‌ی آن را در انتخابات دیدیم.

عملکرد روشنفکر هم در حوزه رفتاری و تعاملی با مردم و طوایف و هم در حوزه عمرانی و خدمات‌رسانی به مردم موجب شد که خیلی زود، عقلا، بزرگان و لیدرهای هم طایفه‌ای، از او فاصله بگیرند و او روز به روز تنهاتر شود؛ دقیقا همان اشتباهی که غلام‌محمد زارعی، نمایند‌ه‌ی پیش از او کرد و بزرگان طایفه‌‌ی تیرتاجی از او جدا شدند.

نارضایتی‌ بزرگان قوم تامردای فقط به دلیل رفتارها و حرف‌های روشنفکر نبود بلکه او در بخش‌های پاتاوه و سادات محمودی و لوداب و مناطق زادگاهش حتی نسبت به بقیه نمایندگان هم کمتر کار کرد و اقدام شاخص عمرانی در این مناطق انجام نداد و برای همین بسیاری از عقلای قوم، از او عبور کردند.

در حوزه‌ی برون طایفه‌ای نیز حرکت ضد وحدت روشنفکر با رای منفی علیه تاجگردون در ماجرای اعتبارنامه، ننگ و انگ برادرکشی را به او چسباند؛ ننگی که البته موحد هم در آن شریک بود؛ آنها می‌خواستند تاجگردون را به کمک منفورترین آدم های ایران حذف کنند اما برعکس شد و خودشان تنها و منزوی شدند‌.

به عبارتی باید گفت که روشنفکر، شاگرد مکتب موحد بود و درس‌های انشقاق و نفاق در سیاست را در کهگیلویه یاد گرفت؛ جایی که امپراطوری‌ موحد با تفرقه میان باوی و کهگیلویه بنا نهاده شد و رد صلاحیت بهرام تاجگردون هم مزید بر علت شد و در روزهایی که حوزه‌ی انتخابیه گچساران و کهگیلویه یکی بود، موحد وارد مجلس شد.

این سیاست اختلاف میان گچساران و کهگیلویه یا به عبارتی باوی و کهگیلویه، تا مدت زیادی جواب داد اما بالاخره یک تاریخ مصرف داشت و بعد از آن جریان موحد، اختلاف میان ثلاث و بویراحمد را در پیش گرفتند و از آن حمایت کردند؛ اختلافی که تا قبل از ظهور موحد، اصلا وجود نداشت و مردم این مناطق با برادری و وحدت در کنار هم زندگی می‌کردند.

در حوزه‌ی انتخابیه‌ی کهگیلویه، آرای مناطق طیبی‌نشین، بهمیی و دشمن‌زیاری بسیار بالا و بیشتر از آرای بویراحمدی‌هاست و برای همین دوقطبی میان ثلاث و بویراحمد به نفع موحد تمام شد تا جایی که او را حدود نیم قرن در سیاست و مجلس نگه‌داشت.

جریان موحد البته در این سال‌های پایانی، به این‌ها هم بسنده نکردند و از یک رویکرد ضد وحدت دیگری به نام سادات و غیر سادات هم رونمایی کردند تا جایی که ردپای این تفکر را در انتصابات موحد می‌شود پیدا کرد.

روشنفکر در همه‌ی سال‌هایی که در دهدشت، لیدر موحد بود، این درس‌ها را خوب یاد گرفت و به بویراحمد که آمد آنها را خوب اجرا کرد.

روشنفکر با این وعده که می‌خواهد، راست و چپ را جمع کند بر سر کار آمد و معتقد بود که عامل بدبختی بویراحمد همین چپ و راست و عملکرد شورای اصولگرایان بود؛ در یک طرف این ماجرا سید باقر و غریب‌پور و مندنی‌پور بود و یک طرف دیگر هم هدایت خواه و جریان اصولگرایی، بود اما روشنفکر در این وعده‌اش نیز برخلاف حرف هایش عمل کرد و چربش عجیبی به سمت اصولگرایانه داشت که در رقابتهای انتخاباتی آنها را عامل بدبختی بویراحمد می‌خواند؛ روشنفکر تا جایی پیش رفت که در عمل، مناصب مهمی را به سران اصولگرایان داد و سهم آنها را در تصمیم‌گیری‌ها به شدت افزایش داد.

مثال‌ها در این زمینه زیاد است اما فقط در چند مورد او رییس حزب موتلفه را دستیار ارشد استاندار کرد، دیگر تندروی موتلفه را در مهمترین دستگاه فرهنگی یعنی آموزش و پرورش گذاشت، عضو تندروی دیگر جریان اصولگرایی را معاون آموزش و پرورش کرد و همه‌ی این‌ها در حالی است که وقتی روشنفکر در دوره نمایندگی هدایت‌خواه، معاون آموزش و پرورش بود از سمت خود استعفا داد و دلیل آن را تفکر موتلفه‌ای اعلام کرد و می‌گفت که نمی‌شود با این تفکر کار کرد.

حالا چه شده که روشنفکر در دوره‌ی نمایندگی‌اش اینچنین به موتلفه‌‌ای‌ها میدان داد؟ مگر او نبود که در سخنرانی مشهور «بساطت را جمع کن»، عامل بدبختی بویراحمد را شورای اصولگرایی و … می‌دانست؟

او دو داماد یکی از سران اصولگرایی استان را که در مقطعی خروجی شورای اصولگرایی برای جانشینی هدایت خواه بود را هم مناصب مهمی داد و یکی را بدون استخدام دولت ابتدا بخشدار و سپس استخدام و دیگری را بدون استخدام علوم پزشکی، رییس بیمارستان جلیل و بعد مدیر انتقال خون کرد.

روشنفکر به همین هم بسنده نکرد و تا حدی جلو رفت که به هدایت خواه متوسل شد و در دارشاهی برای رفتن پیش هدایت‌خواه سماجت و اصرار کرد اما هدایت خواه نپذیرفت و نهایتا روشنفکر از درب خانه‌ی برادر هدایت خواه وارد شد و برادرش هم استوری می‌زد که حجت بر بویراحمد تمام شده است!

چرخشی آشکار از این موضع که عامل بدبختی استان را تفکر هدایت‌خواهی بدانیم تا اینکه با رفتن به خانه اش، حجت را بر مردم بویراحمد تمام بدانیم، فاصله‌ی معنادار زیادی است!

در حوزه‌ی عملکردی نیز روشنفکر بسیار بد عمل کرد.
او خودش معلم بود، و در مجلس شورای اسلامی ابتدا عضو کمیسیون آموزشی مجلس شد اما عملکرد آموزش و پرورش در این دوره این بود که برای اولین بار پسا انقلاب در معدل تجربی و ریاضی آخر کشور شدیم؛ موضوعی که صدای همه را درآورد.

به گواه بسیاری از مفسران، بیشترین سیاست‌زدگی و التهاب در نهاد مهم آموزش و پرورش در این دوره بود…‌

روشنفکر همچنین در مقطعی نایب رییس فراکسیون آسیب‌های اجتماعی شد و در آن دوره بنا به برخی منابع رسمی در نزاع‌های دسته‌جمعی، خودکشی و حاشیه‌نشینی یا در خاورمیانه اول بودیم یا جز ۵ استان بالای جدول به لحاظ افزایش این آسیب‌های اجتماعی بودیم.

در دوره‌ای که روشنفکر نائب‌رییس فراکسیون عشایر مجلس شد، در همان دوره عشایر بویراحمد در انزوایی رفتند که حتی سهمیه استخدامی عشایر در آموزش و پرورش در بسیاری از مناطق بویراحمد حذف شد و اعتراضات زیادی در پی داشت.

روشنفکر از وحدت حرف می‌زد اما همین الان هم حملات اصلی تیم او به عملکرد بهرامی برای انتصاب مدیرانی از حوزه‌ی کهگیلویه و گچساران است اما این در حالی است که هم روشنفکر و هم بهرامی به آرای بسیار بالای جمعیت کهگیلویه‌ایپهای مقیم بویراحمد توجهی نکردند و چوب آن را خوردند و می‌خورند.

بهرامی در این حوزه هم دقیقا راه روشنفکر را رفت و تا حدی زیادی به مطالبات دهدشتی‌ها و حتی گچسارانی‌ها اهمیتی نمی‌دهد؛ او نه آرای جمعیت بالای دهدشتی ها در اسفندماه را به یاد می‌آورد و نه به فکر نیازش به آرای آنها در دور دوم انتخابات مجلس است.

روشنفکر همچنین به شدت برای مصوبه ننگین واگذاری مراقبت از دنای شمالی و شروع به کار سد ماندگان و لوله‌گذاری از این سد در دوره او، زیر سوال است.

مردم و حتی هم‌طایفه‌ای‌های فهیم او هرگز از یاد نمی‌برند که در ماجرای احداث سد خرسان و زیرآب رفتن دارایی‌های مادی و معنوی مردم، روشنفکر در یک نشست خبری گفت که دولت هزینه کرده و دیگر نمی‌شود، کاری کرد.

در واقع روشنفکر در ماجرای سدهای ماندگان، خراسان و تنگ‌سذخ و حتی ماجرای واگذاری دنا، به نوعی کوتاه آمد و قید دفاع از حق و حقوق مردم را زد و مردم این‌ها را به یاد دارند.

داستان درس نگرفتن نمایندگان بویراحمد از اشتباهات نمایندگان قبل از خود تمامی ندارد؛ مردم در روزی از ترس امپراطوری هدایت‌خواه، به زارعی پناه آوردند و با ناامیدی از زارعی به روشنفکر و با ضعف روشنفکر، به بهرامی رای دادند و گویا بهرامی هم قصد ندارد درس بگیرد و همان راه را می‌رود.

بهرامی و روشنفکر باید از خود بپرسند که چکار کردند که اکنون غلام‌محمد زارعی، قهرمان قصه شده و مردم سراغ او را می‌گیرند؛ در واقع اشتباهات عمدتاً تکراری روشنفکر و بهرامی، یک فرصت طلایی را دو دستی به زارعی داده تا او بار دیگر نماینده‌ی مردم بویراحمد و دنا شود.

سوال پایانی این است که واقعا روشنفکر با کدام رزومه و پیشینه وارد سیاست شده و اکنون با کدام کارنامه می‌خواهد بار دیگر نماینده‌ی مردم بویراحمد شود؟ او که خودش علیه خودش بود و عملکردش علیه حرف‌هایش!

انتهای پیام/ یادداشت

 

ارسال دیدگاه جدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *